تعریف
تعریفهای بیشماری از «جامعه مدنی» وجود دارند. تعریف مدرسه اقتصاد لندن که مرکزی برای پژوهش در مورد جامعه مدنی است، گویاست:
«جامعه مدنی به بستری از کردارهای مشترک غیر تحمیلی، حول منافع، اهداف و ارزشهای مشترک گفته میشود. قالبهای نهادینه آن با دولت، خانواده و بازار متفاوت هستند. هرچندکه در عمل مرز میان دولت، جامعه مدنی، خانواده و بازار پیچیده، نامشخص و محل مناقشه است.
جامعه مدنی عموما تنوعی از فضاها، عاملان و قالبهای نهادینه در خود دارد که در درجههای مختلفی از تشریفات، استقلال داخلی و قدرت قرار دارند. جامعههای مدنی اغلب به وسیله نهادهایی مثل موسسههای خیریهٔ ثبتشده، سازمانهای غیردولتی توسعه، انجمنهای گروهها، سازمانهای زنان، سازمانهای عقیدهمحور، انجمنهای متخصصان، اتحادیههای کارگری، گروههای خودیاری، حرکتهای اجتماعی، انجمنهای صنفی و ائتلافها پر میشوند.»
بهترین بررسی کوتاه این موضوع «جامعه مدنی» اثر مایکل ادواردز از انتشارات «پولیتی پرس» است.
جامعه مدنی و دموکراسی
آبشخور اولیهٔ ادبیات راجع به پیوند جامعه مدنی و دموکراسی، نوشتههای ابتدایی لیبرالهایی چون الکسی دو توکویل بودهاست. هرچندکه به روشهای مهمی توسط نظریهپردازان قرن بیست مثل «گابریل آلموند» و «سیدنی وربا» پیشرفت کردهاست. آنان نقش جامعه مدنی را در نظم دموکراتیک حیاتی دانستهاند. آنها در این رابطه بحث کردهاند که عنصرهای سیاسی بسیاری از نهادهای جامعه مدنی، هوشیاری بیشتر و شهروندی آگاهتر پدید میآورند. کسانی که به گزینههای بهتری در انتخابات رای میدهند، در سیاست مشارکت میکنند و در نتیجه حاکمیت را پاسخگوتر نگاه میدارند.
اخیرا رابرت پوتنام حتی درباره حیاتی بودن نهادهای غیر سیاسی جامعه مدنی برای دموکراسی بحث کردهاست. این از این روست که سرمایه اجتماعی (ارزشهای مشترک و مورد اطمینان) در این سازمانها ساخته میشود. این سرمایه اجتماعی به جو سیاسی منتقل شده و از طریق تسهیل درک بههمپیوستگی جامعه و منافع آن، به همبسته نگهداشتن جامعه کمک میکند.
با این وجود کسانی دیگر در رابطه با چگونگی جامعه مدنی دموکراتیک سؤالاتی داشتهاند. بعضی خاطر نشان کردهاند که اکنون زعمای جامعه مدنی بدون آن که کسی آنها را انتخاب یا انتصاب کرده باشد، قدرت سیاسی قابل توجهی بهدست آوردهاند.
:: بازدید از این مطلب : 429
|
امتیاز مطلب : 53
|
تعداد امتیازدهندگان : 15
|
مجموع امتیاز : 15